اسطوره بازارهای مالی


“من (برای سرمایه گذاری) دنبال کسب و کارهایی می‌گردم که بتوانم پیش بینی کنم ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. به این معنا که جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کم و بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.”

سه راز "پیتر لینچ" برای موفقیت در بازار سهام| آبیاری علف های هرز؟

پیتر لینچ اسطوره وال استریت سه اصل اساسی برای سرمایه گذاری داشت آنها کدامند؟ او معتقد بود فروش سهام های سود ده و نگهداری سهام های بد مثل این است که گل ها را بخشکانید و به علف های هرز آب بدهید!

محمد رضا هادیلو؛ بازار: در اوایل دهه ۱۹۸۰، مدیر نمونه فعال در بورس به نام پیتر لینچ، پس از دستیابی به موفقیت های بزرگ در مدیریت صندوق Fidelity Magellan، یکی از مشهورترین سرمایه گذاران جهان شد.

او پس از تحصیل در کالج بوستون Boston College و مدرسه بازرگانی وارتون Wharton در آمریکا مدیریت این صندوق را در سال ۱۹۷۷ بر عهده گرفت و دارایی های این صندوق ۲۰ میلیون دلاری را بین سالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۰ به ۱۴ میلیارد دلار رساند تا آن را به بزرگترین صندوق سرمایه گذاری در جهان تبدیل کند و در این مدت بازده سالانه ۲۹.۲ درصد را ثبت کند.

او کتاب مشهوری به نام «One Up on Wall Street» دارد که در آن ضمن توصیف استراتژی‌های سرمایه‌گذاری خود به سرمایه‌گذاران پیش از تصمیم به سرمایه‌گذاری در بازار سهام، تستی با عنوان تست آینه را پیشنهاد می‌کند. تست آینه در رسانه های ایرانی به مشروح و به کرات پرداخته شده است که در ان از افرادی که می خواهند در بورس سرمایه گذاری کنند درخواست می کند که از خود سه سئوال اساسی بپرسند:اسطوره بازارهای مالی

آیا من مالک خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنم هستم؟ او بر این باور بود که واجب است خانه‌ای برای خود تهیه کنید. سرمایه‌گذاری در خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنید پیش از ورود به بورس، یک سرمایه‌گذاری خوب است

آیا به پولی که قصد سرمایه‌گذاری آن را دارم نیاز مبرم دارم؟ او بر این باور بود که تنها بخشی از پولتان را وارد بازار سهام کنید که تحمل از دست رفتن آن را دارید.

و سئوال آخر هم این است که آیا ویژگی‌ها و خصوصیات لازم برای موفقیت را دارم؟ این در واقع مهم‌ترین سوال پیش‌روی شما است. لیست خصوصیات یک سرمایه‌گذار موفق شامل صبر، اعتماد به نفس، داشتن شهود قوی، قدرت تحمل درد، داشتن ذهنی باز، پشتکار، حوصله، انعطاف پذیری، توانایی پذیرش اشتباهات و همینطور قدرت نادیده گرفتن ترس و وحشت عمومی در بازار است.

اما در این مطلب ما سعی داریم اگر قصد سرمایه گذاری در بورس دارید و از سئوالات سه گانه در مقابل آیینه گذر کرده اید به شما بگویم که چگون این اسطوره وال استریت سه اصل اساسی موفقیت در بازار بورس را رعایت می کرد و این اصول کدامند؟

۳ اصل سرمایه گذاری اساسی از پیتر لینچ

۱- فقط آنچه را که می فهمید بخرید
لینچ معتقد است که بزرگترین ابزار یافتن سهام مردم چشم، گوش و عقل سلیم آنهاست و او مفتخر بود که هنگام گردش در مغازه خواربار فروشی یا صحبت با دوستان و خانواده خود ایده های بسیار زیادی برای خرید سهام بدست اورده و مطرح کرده است.

همه افراد توانایی تجزیه اسطوره بازارهای مالی و تحلیل مسائل در همه زمان ها را دارند، هنگام تماشای تلویزیون، هنگام خواندن روزنامه یا گوش دادن به رادیو، یا هنگام قدم زدن در خیابان، هر لحظه می توانند ایده های جدید سرمایه گذاری را کشف کنند، و اگر چیزی جذاب باشد به عنوان مصرف کننده، ممکن است فرصت مناسبی برای سرمایه گذاری باشد.

۲- تمام تکالیف خود را انجام دهید
البته این بدان معنا نیست که هر چیزی را به سادگی قبول کنید و یا تنها با وازه هایی مانند کانالهای وی آی پی چشم و گوش بسته خود را به چاه بیندازید. به عبارت بهتر این اسطوره بازارهای مالی مهم است که مردم سادگی لینچ را اشتباه درک نکنند. سادگی او به این معنا نیست که تحقیقات جدی انجام ندهید. تحقیقات دقیق اساس موفقیت او بود. لینچ سه ارزش اساسی را در هر سهم مد نظر قرار می داد:

اگر محصول یا خدماتی توجه سرمایه گذار را جلب کند، باید اطمینان حاصل کند که درصد بالایی از فروش را به دست می آورد، زیرا حتی اگر محصول فوق العاده باشد، اما تنها ۵ درصد از فروش شرکت را تشکیل دهد تأثیر کمی بر سود خالص خواهد داشت.

سرمایه گذار باید به دنبال شرکت هایی با سود قابل توجه و ارزش گذاری مناسب باشد.

ج- جریانهای نقدی:

برای سرمایه گذار مهم است که شرکت هایی را انتخاب کند که جریان نقدی قوی و نسبت بدهی پایینی دارند.

در حالی که بسیاری از مدیران صندوق ها تمایل دارند سهام برنده خود را بفروشند و سهام باخته خود را حفظ کنند، لینچ این را ریشه کن کردن گل ها و آبیاری علف های هرز می داند

۳- سرمایه گذاری بلند مدت
در حالی که بسیاری از مدیران صندوق ها تمایل دارند سهام برنده خود را بفروشند و سهام باخته خود را حفظ کنند، لینچ این را ریشه کن کردن گل ها و آبیاری علف های هرز می داند و به سرمایه گذاران توصیه می کند از استراتژی سرمایه گذاری بلند مدت پیروی کنند.

هنگامی که لینچ مدیریت صندوق فایدلی ماژلان را بر عهده داشت، به دنبال سهامی بود که ارزش آنها در ۱۰۰۰ درصد ضرب شود. لینچ برای یافتن چنین سهم هایی به سرمایه گذاران توصیه می کند که وقتی قیمت آن ۴۰ یا حتی ۱۰۰ درصد رشد می یافت، سهام را نفروشند.

جان باگل: اسطوره صندوق‌های سرمایه گذاری

جان باگل صندوق سرمایه گذاری مشترک گروه ونگارد را در سال ۱۹۴۷ بنیان نهاد و آن را به یکی از بزرگ‌ترین و اسطوره بازارهای مالی محترم‌ترین صندوق‌ها تبدیل کرد. باگل رهبری صندوق‌های سرمایه گذاری بدون کارمزد را بر عهده داشت و قهرمان میلیون‌ها سرمایه گذار با استراتژی کم‌هزینه سرمایه گذاری در شاخص بود. او با معرفی صندوق ونگارد ۵۰۰ در سال ۱۹۷۶ اولین صندوق سرمایه گذاری در شاخص را ابداع و به جهانیان معرفی کرد. در سال ۱۹۹۹، مجله فورچون، باگل را به‌عنوان یکی از چهار «غول سرمایه گذاری» قرن بیستم معرفی کرد. جان باگل متولد سال ۱۹۲۹ در ایالت نیوجرسی آمریکاست.

زندگی شخصی جان باگل

جان باگل در سال ۱۹۵۱، با درجه عالی و با مدرک اقتصاد از دانشگاه پرینستون فارغ‌التحصیل شد. او در طول دوران تحصیل مطالعه عمیقی بر روی صندوق‌های سرمایه گذاری انجام داد و با کمک اطلاعات و دانشی که برای نگارش پایان‌نامه‌اش جمع‌آوری کرده بود اصول اولیه صندوق سرمایه گذاری در شاخص را بنا نهاد.

او حرفه مدیریت سرمایه گذاری را با کار در شرکت مشاوره مالی و مدیریت ولینگتون مابین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۴ آموخت، یک سال بعد ونگارد را بنیان نهاده و تا قبل از بازنشستگی خود در سال ۱۹۹۹، مدیرعامل آن بود.

او به‌عنوان رئیس بخش مرکز تحقیقات بازار مالی باگل در شرکت ونگارد همچنان به نویسندگی و سخنرانی در مجامع مختلف ادامه می‌دهد و متخصصان او را به‌عنوان «جان و جوهر» صنعت صندوق‌های سرمایه گذاری می‌شناسند.

در کتاب «آزمایش ونگارد: تلاش جان باگل برای تغییر صنعت صندوق‌های سرمایه گذاری» (۱۹۶۶)، رابرت اسلاتر زندگی باگل را «انقلابی، سنّت شکنانه و متعهّد به اصول بنیادی توصیف کرد» اصول بنیادی که رابرت اسلاتر به آن اشاره می‌کند مبنی بر اولویت دادن به سود و منفعت سرمایه گذار و انتقاد از صنعت سرمایه گذاری برای اعمالی است که باعث نتیجه معکوس می‌شود.

روش سرمایه گذاری باگل

به زبان ساده، فلسفه سرمایه گذاری جان باگل، کسب سود در بازار از طریق سرمایه گذاری در صندوق‌هایی است که با عناوینی چون صندوق‌های سرمایه گذاری در شاخص، بدون کارمزد، ارزان یا صندوق‌هایی با گردش موجودی پایین و مدیریت منفعل شناخته می‌شوند.

او همواره سرمایه گذاران را به تمرکز بر روی موضوعات زیر توصیه کرده است:

  • اهمیت سادگی سرمایه گذاری
  • کم کردن هزینه‌های مربوط به سرمایه گذاری
  • تکیه بر تحلیل‌های معقول و دوری از احساسات در فرآیند تصمیم‌گیری برای سرمایه گذاری
  • عمومیت سرمایه گذاری در شاخص به‌عنوان یک استراتژی مناسب برای سرمایه گذاران حقیقی

یکی از شناخته‌شده‌ترین معامله گران سهام در بورس آمریکا به نام جیم کرامِر به شدّت از روش سرمایه گذاری باگل تعریف می‌کند و چنین می‌گوید: «بعد از یک عمر سهام داری، باید اعتراف کنم که استدلال باگل در مورد صندوق‌های سرمایه گذاری در شاخص باعث شد که به‌جای مخالفت با این استراتژی، به باگل بپیوندم و من هم از این استراتژی پیروی کنم.»

کتاب‌های جان باگل

  • «جستارهای باگل درباره صندوق‌های سرمایه گذاری» نوشته جان باگل (۱۹۹۴)
  • «نکات سرانگشتی در صندوق‌های سرمایه گذاری: الزامات جدید برای سرمایه گذاران باهوش» نوشته جان باگل (۱۹۹۹)
  • «جستارهای باگل درباره سرمایه گذاری: ۵۰ سال نخست» نوشته جان باگل (۲۰۰۰)
  • «کتابچه نکات سرانگشتی سرمایه گذاری: تنها راه برای ضمانت سهم عادلانه شما از بازده بورس» نوشته جان باگل (۲۰۰۷)
  • «آزمایش ونگارد: تلاش جان باگل برای تغییر صنعت صندوق‌های سرمایه گذاری» نوشته رابرت اسلاتر (۱۹۹۶)

نقل‌قول‌های مهم

  • زمان دوست شماست، عجله دشمنتان.
  • اگر تصوّر ضرر ۲۰ درصدی در بازار سهام را ندارید، نباید وارد این کار شوید.
  • اگر پاداش بر روی قلّه باشد، ریسک در نزدیکی شماست.

اگر سؤال یا نظری دارید لطفاً در بخش نظرات مطرح کنید. همین‌طور با اشتراک‌گذاری این مقاله در شبکه‌های اجتماعی شما هم در توسعه دانش مالی و سرمایه گذاری شریک شوید.

22 توصیه سرمایه گذاری از 22 سرمایه گذار بزرگ دنیا

اینجا 22 توصیه از 22 سرمایه گذار بزرگ دنیا را داریم تا به شما کمک کند بهترین سرمایه گذاری ها را انجام دهید :

بعضی از اسطوره های سرمایه گذاری، سقوط های هولناکی را پیش بینی کردند که اتفاق افتادند و بدون کمترین ضرر به راهشان ادامه دادند. به ندرت شرکت هایی پیدا میشوند که بتوانند مانند این اسطوره ها سرمایه شان را از میلیون به بیلیون دلار تبدیل کنند در عرض 1 روز فقط !

اینجا 22 توصیه از 22 سرمایه گذار بزرگ دنیا را داریم تا به شما کمک کند بهترین سرمایه گذاری ها را انجام دهید :

“قیمت چیزی است که پرداخت میکنید, ارزش چیزی است که بدست می آورید. فرقی نمیکند جوراب باشد یا سهام, من ترجیح میدهم کالای تجاری با کیفیت بخرم وقتی قیمتش در بازار پایین است” __وارن بافت(ارزش خالص سرمایه 39$ بیلیون دلار)

“من فقط به این دلیل ثروتمندم چون میدانم چه وقتی در اشتباهم… من فقط از طریق شناسایی اشتباهاتم نجات یافتم.” __جورج سوروس (ارزش خالص سرمایه 22$ بیلیون دلار)

“شما در این تجارت یاد میگیرد : اگر دنبال دوست میگردی, یک سگ بخر.”__کارل آیکان (ارزش خالص سرمایه 13$ بیلیون دلار)

“پافشاری کنید—شکست را قبول کنید. اگر خوشحالی که پشت میز کارت بشینی و هیچ ریسکی متقبل نشی, شما برای 20 سال آینده تان نیز پشت همان میزتان خواهید بود” __دیوید رابنشتاین (ارزش خالص سرمایه 2.8$ بیلیون دلار)

“بیش از هرچیزی, فرقی که بین یک فردی که از بیشترین ظرفیتش استفاده میکند با کسی که هیچوقت این کار را انجام نمیدهد در میل به دیدن خود و دیگران بطور مفعول است.”__ری دالیو (ارزش خالص سرمایه 6.5$ بیلیون دلار)

“اول از همه من از غریزه ام پیروی میکنم, تجربیاتی که من طی سالیان بدست آوردم و احساسی که چه وقت , وقت خرید سهام است, همان چیزی است که شم اقتصادی مینامم.“__آلیشر آسمانوف (ارزش خالص سرمایه 18.1$ بیلیون دلار)

“هرکسی که الان سرمایه گذاری نمیکند,فرصت عظیمی را از دست میدهد.”__کارلوس اسلیم (ارزش خالص سرمایه 69$ بیلیون دلار)

“ایده پیش بینی اوضاع بطور معمول کلید سرمایه گذاری و تجارت است. شما نمیتوانید منتظر یک فرصت باشید تا رویت شود. باید فکر کنید “اینجا همان جایی است که افراد و شرکت های دیگر در چنین شرایطی انجام دادند. حالا, در این شرایط جدید,این مدیریت چگونه رفتار خواهد کرد؟” __اِدی لمپارد (ارزش خالص سرمایه 3$ بیلیون دلار)

“هرچقدر پیرتر میشوم, بیشتر راهی را که میخواهم بروم واضح تر میشود. اگر میخواهید به شکار فیل بروید, دنبال خرگوش ندوید.”__تی. بون پیکنز (ارزش خالص سرمایه 1.4$ بیلیون دلار)

“اگر پانزده تصمیم مهم مان را بر روی نمودار ببرید, ما کاملا بر روی میانگین حرکت کردیم.ما احساساتی نشدیم, اما فوق العاده صبور بودیم. شما به اصولتان وفادار میمانید و وقتی فرصت ها پدیدار شدند,با تمام توانتان آنها را به چنگ می آورید.”__چارلی مانگر (ارزش خالص سرمایه 1$ بیلیون دلار)

“تا زمانی که از بازی سرمایه گذاری لذت میبرید و تکالیفتان را انجام میدهید, در بازی هستید. به همین خاطر است که من نمایش را اینچنین سرگرم کننده میکنم. چون اگر علاقه ای نداشته باشید, یا فرصت را از دست میدهید یا پولتان را.”__جیم کرامر (ارزش خالص سرمایه 100$ بیلیون دلار)

“تجربه من طی سالیان مشخص کرده است که اکثر مردم که به ثروت عظیمی دست پیدا کرده اند, ثروت را به عنوان هدف اصلیشان تعیین نکرده بودند. ثروت چیزی بیش از محصول فرعی نیست, نه یک انگیزه اصلی.”__مایکل میلکان (ارزش خالص سرمایه 2.1$ بیلیون دلار)

“این کمپانی ارزان است, آن کمپانی ارزان است, اما در کل روند اقتصادی میتواند تمام قواعد را به هم بریزد. کلید موفقیت در صبر کردن است. بعضی وقت ها سخت ترین کاری که باید انجام دهید,انجام ندادن هیچ کار است.”__دیوید تِپِر (ارزش خالص سرمایه 5$ بیلیون دلار)

“سرمایه گذار فردی باید همانند یک سرمایه گذار رفتار کند ,نه بورس باز. این به آن معناست بتواند هر خریدی که میکند در هر قیمتی توجیه اقتصادی داشته باشد و بتواند ثابت کند خریدی که کرده ارزشش بیشتر از پولی است که پرداخت کرده.”__بنجامین گراهام (ارزش خالص سرمایه نامعلوم)

“به عنوان یک بورس باز باید آشوب و بی نظمی را در آغوش بیگیرید.” __لویز بیکان (ارزش خالص سرمایه 1.4$ بیلیون دلار)

“کجا میخواستید باشید همیشه در کنترلتان است, هیچوقت آرزویش را نداشته باشید بلکه معامله کنید و همیشه, اول و مهمتر از همه مواظب کل سرمایه تان باشید. بعد از مدتی حجم دیگر مطرح نیست. فقط به این بستگی دارد که آیا 100$ سرمایه تان برگشت دارد یا نه؛ حالا چه 10 دلار باشد چه 10000 دلار.”__پاول تودار جونز (ارزش خالص سرمایه 3.2$ دلار)

“سرمایه گذاران ارزش بدنبال جریان مالی هستند. اگر شرکتی بتواند بر روی جریان مالی اش برای 5 یا 6 سال آینده مقاومت داشته باشد؛ سرمایه گذاری خوبی است. فقط سرمایه گذاران امید دارند جریان مالی شرکت –و همچنین ارزش آن- زودتر از موعود پیش بینیشان سقوط نکند.”__پیتر دیل (ارزش خالص سرمایه 1.5$ بیلیون دلار)

“تجربه کار با تازه کاران به من نشان داده, آنها بیش از 3 تا 5 بار بطور حجیم معامله میکنند. آنها ریسکی معادل 5 تا 10 درصد بر روی هر معامله می پذیرند که این بشدت اشتباه است و باید 1 تا 2 درصد ریسک باشد. بار احساساتی معاملات بورس قابل توجه است؛ در هر روز خدا, میتونم میلیون ها دلار از دست بدهم. اگر زیان را شخصی سازی کنید نمیتوانید دیگر معامله کنید.”__بروس کاونر (ارزش خالص سرمایه 4.3$ بیلیون دلار)

“وقتی سهام میخرید, از خودتان بپرسید, آیا حاضرید کل شرکت را بخرید؟”__ رنه رایوکن (346$ میلیون دلار)

“فکر کنم بهتر است یاد بگیرید که در پشت هر شاخص قیمتی شرکتی وجود دارد و تنها یک دلیل وجود دارد که ارزش سهام آن افزایش می یابد. شرکت ها از بد به خوب تبدیل میشوند یا شرکت های کوچک توسعه می یابند.” __پیتر لیچ (ارزش خالص سرمایه 352$ میلیون دلار)

“زمان بیشترین بدبینی نسبت به قیمت, بهترین زمان خرید است و زمان بیشترین خوشبینی نسبت به یک قیمت بهترین زمان برای فروش است.”__جان تمپلتون (ارزش خالص سرمایه 20$ میلیون دلار)

“اگر از ازدست دادن 20$ پولتان در سهام بیم دارید, بورس جای خوبی برای شما نیست.”__جان بوگلی (ارزش خالص سرمایه 4$ میلیون دلار).

جس لیورمور به خرس بزرگ وال استریت

جس لیورمور به خرس بزرگ وال استریت مشهوره دلیل این لقب برای ثروت فراوانی که در جهت بحران های شدید سقوط بازارهای سهام نیویورک در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۶۰ که دریافت کرد شکل گرفت. جس که معامله گری را از سن ۱۴ سالگی شروع کرد تنها با دو روز معامله و تنها با روش معاملاتی خودش سهام پنج دلاری خودش رو به ۱۵ دلار و ۳ سنت فروخت .
لیورمور یکی از افراد سرشناس بازارهای مالیه که کار خودش رو تو کلوپ های شرط بندی شروع کرده بود توی این کلوپ ها خبری از خرید و یا فروش سهام نبود و فقط روی بالا یا پایین رفتن قیمت سهام شرطبندی می کردند نکته جالب اینه که همه کلوپ ها جس رو از بازی محروم کرده بودند به دلیل اینکه بیش از اندازه برنده می‌شد .

در ادامه به بازار سهام رفته و فعالیت خودش رو اونجا شروع کرد اوایل کارش نوسانگیری می کرد اما بعد از چند بار که شکست خورده و ورشکسته شد تصمیم گرفت که روند خودش رو تغییر بده.
لیورمور روی حرکت‌های بزرگ و ماندگار بازار که روند خاصی داشتند تمرکز کرد و تونست سود زیادی کسب کنه.
از اونجایی که این اسطوره بزرگ بازارهای مالی به زمان اهمیت می‌داد تونست بحران مالی اسطوره بازارهای مالی ۱۹۷۰ و ۱۹۶۰ و ۹ رو تشخیص بده .
یک فاکتور یا یک اصل دیگه ای که توی موفقیت لیورمور نقش داشت اضافه کردن به پوزیشن های برنده و خرید و فروش به صورت پلکانی بود.
جس یکی از پیشگامان مدیریت سرمایه بود اما به علت رعایت نکردن نظم چندین بار اسطوره بازارهای مالی شکست های تلخی را داشت به همین خاطر همیشه روی مسئله دیسپلین تاکید داشت.
در سال ۱۹۰۷ جس متوجه شد که دیگه سرمایه جدیدی برای تداوم بازار گاوی وجود نداره به همین جهت دست به فروش سنگین زد و همینطور حدس زد که با توجه به اینکه بسیاری از خریداران اسطوره بازارهای مالی از سمت کارگزاری خود دستور فراخوان حساب مارجین کال دریافت می کنند و همچنین از سویی پولی برای جذب کردن و خریدن سهام به اجبار فروخته شده وجود نخواهد داشت فشار فروش به صورت تصاعدی بالا رفته و وضعیت سهام هم کاهش شدیدی خواهند داشت بنابراین نتیجه گرفت که سود بیشتری کسب کند و این اتفاق افتاد و بحران تا جایی پیش رفت که مورگان از بزرگان وال استریت شخصاً از جس لیورمور خواست از فروش دست بردارد.
جس در این بحران ثروتی معادل ۳میلیون دلار در اورد .
لیورمور در واقع یکی از بزرگان بازارهای مالی است چرا که روند بالا را در سال ۱۹۲۹ نیز تکرار کرد و این بار ثروتی بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار کسب کرد که با تورم امروزی این ثروت ۱۴ میلیارد دلار می شد ،چیزی که جس را نیز تیتر یک روزنامه نیویورک تایمز کرد.
البته این میزان از ثروت برای سرمایه‌گذاران دیگر ناخوشایند بود و با حجم زیادی از تهدید روبرو شد.
جالبه بدونید که جس سه بار ازدواج کرد و همسر اولش به دلیل متضرر شدن جس و درخواستش برای فروش جواهرات از جس جدا شد ،همسر دوم جس هم ازش طلاق گرفت و اما همسر سوم همسر سوم جس کسی بود که هر چهار شوهر قبلی اش خودکشی کرده بودند و لیورمور پنجمین نفری بود که بنا به افسردگی خودکشی کرد

اسطوره بازارهای مالی

توصیه های افسانه ای وارن بافت به سرمایه گذاران

توصیه های افسانه ای وارن بافت به سرمایه گذاران

وارن بافت یکی از اسطوره های بازارهای مالی است. او سرمایه گذاری بی نظیر و نیکوکاری بی مانند است و این خصوصیات، او را الگوی انسانهای زیادی کرده است. وی به عنوان موفق‌ترین سرمایه‌گذار قرن بیستم شناخته می‌شود. مطالب زیر نکاتی بسیار زیبا و کاربردی برای همه علاقمندان به سرمایه‌گزاری و فعالیت در بازارهای مالی است که وارن بافت آنها را توصیه کرده است.

۱-سودهایتان رو دوباره سرمایه‌گذاری کنید.

وقتی برای اول بار، از سرمایه گذاری‌‌های‌مان و یا از کسب و کارمان، سودی عایدمان می‌شود، دچار وسوسه می‌شویم که آن پول را خرج کنیم؛ ولی هرگز این کار را نکنیم. به جای خرج کردن، آن را دوباره سرمایه گذاری کنیم. وارن بافت، در همان اوایل کارش، این را یاد گرفت. زمانی که او و دوست اش پال، در دوران دبیرستان، یک ماشین پین بال خریدند و آن را در یک سلمانی قرار دادند و با درآمد آن، دستگاه های بیشتری خریدند تا جایی که تعداد دستگا‌ه‌های آنها به هشت دستگاه رسید. وارن بافت تا جایی پیش رفت که توانست با سرمایه‌گذاری مجدد عایدی هایش در سن ۲۶ سالگی ۱۷۴ هزار دلارسرمایه دست و پا کند. حتی پول های کوچک هم می‌تواند به سرمایه های بزرگ تبدیل شود.

۲-تمایل به متفاوت بودن داشته باشیم

تصمیماتمان را برپایه اعمال و گفته‌های دیگران پایه ریزی نکنیم. در سال ۱۹۵۶ زمانی که وارن بافت مدیریت ۱۰۰ هزار دلار پول را بر عهده گرفت، آن تعداد معدود سرمایه گذاران که با او شریک شده بودند، اعمالش را عجیب و غریب توصیف کردند، او حتی به شرکای مالی اش نگفته بود که قرار است پول ها را کجا سرمایه گذاری کند. همه پیش بینی می‌کردند که وارن بافت با شکست سختی روبرو خواهد شد. اما ۱۴ سال بعد، زمانی که وارن بافت شراکتش را تمام شده اعلام کرد، تشکیلاتش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ارزش داشت. وارن بافت معتقد است که هر کس باید خودش را با استاندارهای خودش مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، نه استانداردهای دیگران.

۳-هرگز انگشت شست مان را نمی‌مکیم

تمام اطلاعاتی را که برای تصمیم گیری به آن ها احتیاج داریم، از قبل آماده کنیم و از یکی از دوستان‌مان بخواهیم که ما را کنترل کند و اطمینان حاصل کند که در اجرای ضرب‌ الاجل هایی که برای خود تعیین کرده ایم، پایبندیم. یکی از افتخارات وارن بافت، انجام کارهای مقتضی در زمان های تعیین شده است. وارن بافت جلسات غیرضروری و بی نتیجه را “مکیدن انگشت شست” نام گذاری کرده است.

۴-قبل از انجام هر معامله ای آن را به خوبی بررسی کنیم

همیشه قبل از شروع هر کاری، قدرت چانه زنی ما در آن کار بیشتر است. این نکته را وارن بافت به سختی فرا گرفته است. زمانی که پدرپزرگ وارن بافت، او و دوست اش را برای پارو کردن برف های اطراف اسطوره بازارهای مالی سوپر مارکتش استخدام کرده بود، وارن بافت و دوستش برای مدت ۵ ساعت، در حال پارو کردن برف ها بودند. بعد از اتمام کار، پدر بزرگ به هر دوی آن ها مجموعا ۹۰ سنت داد که آن را باید بین خودشان تقسیم می‌کردند. یعنی برای انجام یک کار طاقت فرسا، اسطوره بازارهای مالی برای هر ساعت کمتر از چند پنی عایدشان شده بود. قبل از انجام هر معامله ای، از تمام جزئیات آن مطلع شویم، حتی اگر آن معامله را با دوست یا اعضای خانواده مان انجام می‌دهیم.

۵-مواظب هزینه های خرد باشیم

تمرین کنیم که مراقب تمام هزینه های‌مان باشیم. پیش گیری کردن از هزینه‌های اضافه می‌تواند سود ما را افزایش دهد و سود بیشتر مساوی ‌است با سرمایه گذاری بیشتر و سرمایه‌گذاری بیشتر می‌تواند ما را سریع تر به ثروت و شوکت برساند.

۶-وام گرفتن را محدود کنیم

زندگی‌کردن با کارت‌های اعتباری و وام، ما را ثروتمند نمی‌کند. وارن بافت هیچ وقت مبالغ قابل توجهی وام نگرفته‌است حتی برای سرمایه گذاری.

نکته: در کشوری مانند ایران، که نرخ بهره‌ی بانکی، کمتر از نرخ تورم است، گرفتن وام درصورتیکه شرایط بازپرداخت فراهم باشد و مبلغ آن در مسیر سرمایه گذاری و گردش پول باشد توصیه می شود.

۷-سمج باشیم

با سرسختی و البته هوش می‌توانیم بر رقبای خوب برتری پیدا کنیم.

۸-به موقع خارج شویم

وقتی وارن بافت جوان بود، یک بار در مسابقات اتومبیل‌رانی شرط بندی کرد و باخت. برای جبران ضرر متحمل شده، دوباره شرط بندی کرد و باز هم باخت و تمام پول هایی را که در یک هفته بدست آورده بود از دست داد. وارن بافت دیگر هیچ وقت آن اشتباه را تکرار نکرد و به آن مسابقات شرط بندی باز نگشت. بدانیم که چه وقت جلوی ضررها را بگیریم و اجازه ندهیم که نگرانی از ضررهای متحمل شده، ما را به تکرار همان اشتباه وا دارد.

۹-خطرات را تشخیص دهیم

در سال ۱۹۹۵ شرکتی که پسر وارن بافت را استخدام کرده بود از سوی FBI متهم به حساب سازی برای کسر مالیات شد. وارن بافت به پسرش پیشنهاد داد که تصور کند اگر در آن شرکت بماند بهترین و بدترین سناریویی اسطوره بازارهای مالی که ممکن است وجود داشته باشد چیست؟ و اگر باز هم ارزش داشت، در آن شرکت بماند. پسر وارن بافت به سرعت تشخیص داد که خطر ماندن در شرکت بیشتر از فایده ی آن است، بنابر این روز بعد از کار در آن شرکت استعفا داد. قبل از هر تصمیمی تمام پیامدهای آن را بررسی کنیم.

۱۰-معنی واقعی موفقیت را درک کنیم

با وجود ثروت افسانه ای وارن بافت، او موفقیت را با دلار اندازه نمی‌گیرد. در سال ۲۰۰۶، وارن بافت تقریباً تمام ثروت افسانه‌ای خود را به خیریه ملیندا و بیل گیتس بخشید. وارن بافت می‌گوید: “وقتی اسطوره بازارهای مالی شما به سن و سال من برسید، موفقیت را این‌چنین تفسیر می‌کنید که چه تعداد از افرادی که می‌خواهید شما را دوست داشته باشند، به راستی، دوست تان دارند. این آخرین امتحانی است که نشان دهید، چگونه در تمام این سال ها زندگی کرده اید.”

۱۱-در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شویم

وقتی در میانه ی یک تلاش مهم هستیم، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک ۸۶ ساله است، درباره ی به دست آوردن یک کمک هزینه ی تحصیلی در دوران نوجوانی اش می‌گوید: “من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که سر وقت آمده بود. ۳ پروفسور (داور) آنجا بودند و مدام می‌خواستند که بیشتر صبر کنیم تا بقیه هم بیایند. من گفتم

“نه،نه، قرارمان ساعت ۳ بود.” بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.”

۱۲-کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست

آقای وارن بافت می‌گوید:

“سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادقانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد”

بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کارها دارند.

۱۳-قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنیم که انگار داریم دنبال همسر می‌گردیم

نظر آقای وارن بافت در این باره جالب است:

“در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می‌بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.”

۱۴-پیش بینی کنیم که آینده چه شکلی خواهد داشت. وارن بافت‌،‌ثروتمندترین مرد جهان

و اما درباره نگاه به آینده، آقای وارن بافت می‌گوید:

“من (برای سرمایه گذاری) دنبال کسب و کارهایی می‌گردم که بتوانم پیش بینی کنم ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. به این معنا که جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کم و بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.”

بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می‌کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می‌کنیم، سعی می‌کنیم و بالاخره هم تشخیص می‌دهیم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می‌تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه‌گذاری اجتناب می‌کنیم

۱۵-به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنیم

و حالا اندرز آقای بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانیم: “به هم کلاسی های مان نگاه کنیم. یکی را که شخصیتش را دوست داریم برای خرید انتخاب کنیم و یکی دیگر را که به نظرمان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها(ی دخیل در تصمیم گیری) را یادداشت کنیم و خواهیم دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می‌آیند. پس آنها را بنویسیم و دنبال کنیم.

۱۶-تشخیص دهیم که از چه کسی خوشمان می‌آید و از چه کسی بدمان

آقای وارن بافت تقریباً درباره‌ی هر چیزی نظر خاص خودش را دارد؛ همه دارند. وارن بافت می‌گوید: “آدم یا آدم هایی را که بیش از همه تحسین می‌کنیم انتخاب کرده و بعد بنویسیم که به چه خاطر آنها را ستایش می‌کنیم. حق نداریم اسم خودمان را توی این فهرست بیاوریم.

بعد (از اینکه فهرست را پر کردیم) افرادی را فهرست کنیم که صادقانه، دو سنت هم برای ما نمی‌ارزند و ویژگی‌هایی را که باعث شده از او/آنها روی گردان شویم را هم یادداشت کنیم.

۱۷- با افرادی کار کنیم که برای شان احترام قائل هستیم

آقای وارن بافت با چه افرادی کار می‌کند: پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم؛ فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری با آنها می‌شدم، خوشم نمی‌آمد. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.

کار کردن با افرادی که باعث می‌شوند زخم معده بگیریم، به جرأت می‌گویم شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشیم که دیگر حماقت است.

۱۸-موقع استخدام، به سه ویژگی کلیدی افراد نگاه کنیم

زیر دست یکی از ثروتمند ترین افراد دنیا، چه کسانی کار می‌کنند؟ او مشخصات افراد مناسب برای استخدام را چنین بر می‌شمرد: “یک بار کسی گفت که در جستجو برای استخدام افراد، دنبال سه کیفیت بگرد: صداقت، آگاهی و انرژی. و اگر طرف اولی را نداشت، آن دو تای دیگر تو را خواهد کشت.

۱۹-صبور باشیم

نظر آقای وارن بافت در مورد صبر این است: “فرقی نمی‌کند چقدر تلاش و استعداد وسط گذاشته باشیم، بعضی چیزها فقط زمان می‌خواهند. نمی‌شود که با باردار کردن ۹ زن، ۱ ماهه بچه تولید کرد!”

۲۰-با آدم هایی بچرخ که از خودمان بهتر هستند

خود آقای وارن بافت که چنین می‌کند: ارتباطاتی به وجود بیاور که در آنها، اخلاق و رفتار افراد از خودمان بهتر باشد و آن وقت به طور خودکار، در همان مسیر خواهیم افتاد.

۲۱-از اشتباهات خودت درس بگیریم

“من اشتباهات زیادی می‌کنم و در آینده هم اشتباهات زیادی خواهم کرد. این هم بخشی از بازی است. فقط باید اطمینان حاصل کنیم که کارهای درست بر اشتباهات چیرگی دارند.”

۲۲-تحقیقات خود را انجام بده

“ریسک ها از اینجا ناشی می‌شوند که ندانیم داریم چه می‌کنیم.”

۲۳-بدان که تغییر عادت ها سخت است

“زنجیرهای عادات بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند و در عین حال، بسیار سنگین تر از آن که به راحتی پاره شوند. در سن و سال من، نمی‌شود عادت ها را تغییر داد. من گیر کرده ام. ولی ما ۲۰ سال بعد، عادت هایی را خواهیم داشت که امروز تصمیم گرفته ایم در زندگی روزانه مان جاری کنیم.”



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.